خلاصه که این کتاب رو بخونید. انتشارات کارنامه اونو منتشر کرده و مثل همیشه خیلی شکیل و خوب کتاب رو درآورده. هنوز یک هزارم حرف هایی که می خواستم در مورد این کتاب بزنم رو نگفتم ولی راستش ذهنم اصلا متمرکز نیست. فکر کنم توی روزهای گذشته باز دوباره زیادی ازش کار کشیدم.
راستی دارم تاریخ بیهقی رو می خونم. البته خوندن این کتاب خیلی خیلی تمرکز می خواد و یک فراغت درست و حسابی نه اینجوری که من می خونم. (معمولا ساعات مطالعه من وقت هایی است که رها خانم به اسم خوابیدن روی پاهام دراز کشیدن و دارن تاب می خورن و بعد از یک ساعت تکون خوردن با لبخند از روی پاهام بلند میشن و میرن دنبال بازی شون!) ولی چیزی که یه خرده منو اذیت می کنه در مورد تاریخ بیهقی اینه که توی این کتاب هیچ رد و نشانی از مردم نیست. مردم به معنای عام و متداولش. اینم البته خیلی جای بحث داره ولی حالا مجالش نیست. کی مجالش میرسه ، خودمم نمیدونم.