بهار که بیاید
به هیچ کس نخواهم گفت
صد سال به این سال ها
بس که سال بدی بود این سال هشت
که بر خلاف نشانه پیروزی
همه چیز را وارونه کرد.
فقط خیره می شوم به زیر سیگاری های لب به لب آدم ها
و به اتوبوس هایی که
کابوس هایی مکرر را از تهران می برند
به شهرهای دور
به شادی عید کودکانی
که سال هایی مثل همین سال ها انتظارشان را می کشد
و به سکوت پیرمردهایی که هیچ عکسی از جوانی شان ندارند.
به هیچ کس نخواهم گفت
صد سال به این سال ها
بس که سال بدی بود این سال هشت
که بر خلاف نشانه پیروزی
همه چیز را وارونه کرد.
فقط خیره می شوم به زیر سیگاری های لب به لب آدم ها
و به اتوبوس هایی که
کابوس هایی مکرر را از تهران می برند
به شهرهای دور
به شادی عید کودکانی
که سال هایی مثل همین سال ها انتظارشان را می کشد
و به سکوت پیرمردهایی که هیچ عکسی از جوانی شان ندارند.
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم آبان ۱۳۸۸ ساعت 23:40 توسط الهه خسروی یگانه
|