حالا که اینجا نشسته ام رها کنارم خوابیده با پتوی محبوب و البته پستونک محبوب ترش. درست ۲۳ آذر یکسالش تموم میشه و من باورم نمیشه که یکسال از مادر شدنم می گذره. پیر نشدم ولی عوض شدم. خیلی زیاد.
رها هر روز روش تازه ای برای رفتار و زندگی کردن نشونم میده و من می بینم که دارم فقط به خاطر اون می جنگم. شاید جنگیدن کلمه خوبی نباشه... ادامه دادن بهتره!
امروز سرم رو گذاشته بودم روی پاهاش و مثلا داشت منو می خوابوند تا من یکهو بیدار بشم و بترسونم اش و اون بخنده. سرم که روی پاهاش بود به خودم گفتم چه کیفی داره! وروجک، عجب چیز عجیب و غریبی است و ما نمی دانستیم!
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۸۶ ساعت 20:9 توسط الهه خسروی یگانه
|